← بازگشت به صفحهٔ اصلی

سیاوش و کیخسرو: آخرین شاه سوکل‌مخ و شاهزاده‌ای که به دماوند پناه برد

۱. تراژدی سیاوش

در شاهنامه، سیاوش تراژیک‌ترین شخصیت است. او پسر کیکاووس، شاهزاده‌ای پاک و بی‌گناه، قربانی تهمت نامادری‌اش می‌شود. برای اثبات بی‌گناهی، از «آتش» می‌گذرد — و سربلند بیرون می‌آید. اما پدرش همچنان به او بی‌مهری می‌کند. سیاوش به توران پناه می‌برد. افراسیاب ابتدا او را می‌پذیرد و دخترش فرنگیس را به ازدواج او درمی‌آورد. اما دسیسه‌چینان، افراسیاب را علیه سیاوش می‌شورانند. سرانجام، سیاوش بی‌گناه کشته می‌شود. خونش بر زمین می‌ریزد و از آن «گیاه سیاوشان» می‌روید.

۲. خاندان سوکل‌مخ: اوج و سقوط ایلام

پس از دورهٔ سیماشکی، ایلام وارد عصر زرین خود شد: دورهٔ سوکل‌مخ‌ها (Sukkalmah) از حدود ۱۹۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد. این دوره اوج قدرت ایلام بود. اما سرانجام، این خاندان نیز رو به ضعف نهاد. واپسین شاه — یا یکی از واپسین شاهان — کیدین-هوتران (Kidin-Hutran) بود، حدود ۱۳۰۰ پیش از میلاد. او با آشور جنگید. شکست خورد. و با مرگ او، ایلام وارد دورهٔ فترت چهارصد ساله شد.

۳. سیاوش = Kidin-Hutran

سیاوش، شاهزادهٔ پاک، قربانی دسیسه می‌شود و در غربت کشته می‌شود. Kidin-Hutran، واپسین شاه سوکل‌مخ، در جنگ شکست می‌خورد و خاندانش فرو می‌پاشد. نام Kidin-Hutran در اکدی یعنی «پناهِ هوتران» (خدای ایلامی). و سیاوش در اسطوره چه می‌کند؟ او «پناه می‌برد» — به توران. سیاوش = Kidin-Hutran.

۴. کیخسرو: شاهزاده‌ای که به کوه پناه برد

کیخسرو پسر سیاوش و فرنگیس است. فرنگیس دختر افراسیاب — همان شاهی که سیاوش را کشت. پس کیخسرو از طرف مادر، نوهٔ قاتل پدرش است. او در توران به دنیا می‌آید، به ایران می‌آید، انتقام می‌گیرد، و افراسیاب را شکست می‌دهد. اما سپس، در اوج قدرت، تاج و تخت را رها می‌کند. به کوه دماوند می‌رود. و از جهان غایب می‌شود. چرا؟

چون مهاجمان، خویشاوندان مادری‌اش بودند. افراسیاب پدربزرگ مادری‌اش بود. ادامهٔ جنگ، ادامهٔ کشتن خویشاوندان بود. کیخسرو نمی‌توانست این کار را بکند. پس به جای ریختن خون خویش، خود را از تاریخ حذف کرد.

۵. کیخسرو در تاریخ: پسر گمنام Kidin-Hutran

در تاریخ، Kidin-Hutran با یک شاه‌زادهٔ کاسی ازدواج کرده بود. کاسی‌ها همان «توران» اساطیری در این بافت هستند: خویشاوندان کوهستانی که هم متحد بودند و هم رقیب. پسر Kidin-Hutran — که نامش در الواح به جا نمانده — وارث یک تراژدی بود. از طرف پدر، وارث ایلام. از طرف مادر، وارث کاسی‌ها. این شاهزاده، به جای جنگ با خویشاوندان، از قدرت کناره گرفت. به کوه‌های زاگرس (دماوند اساطیری) پناه برد. و در گمنامی از تاریخ محو شد.

تاریخ ایلاماسطورهٔ ایرانمعنا
Kidin-Hutranسیاوشآخرین شاه سوکل‌مخ، قربانی
وصلت با کاسی‌هاازدواج با فرنگیسپیوند با خویشاوندان رقیب
پسر گمنامکیخسرووارث دوخون
کناره‌گیری از قدرترفتن به دماوندپناه بردن به کوهستان
فترت چهارصد سالهغیبت کیخسرودورهٔ تاریکی