از تهمتن رستم تا کاوهٔ آهنگر، شکوه ایران زمین
خدای بزرگ در آیین زرتشتی، نماد خرد مطلق، روشنایی و نیکی. او آفرینندهٔ جهان و نگهبان راستی و نظم کیهانی است.
شاه جهانگشای دادگر که به شرق و غرب عالم سفر کرد. در قرآن و روایات از او به عنوان فرمانروایی خردمند و سدی ساز در برابر یأجوج و مأجوج یاد شده است.
جهانپهلوان سیستان، فاتح هفتخوان و دارندهٔ گرز گاوسر. او نماد قدرت بیپایان ایرانیان است.
آهنگری از طبقهٔ مردم که با برافراشتن درفش چرمین خود، قیام علیه ضحاک را آغاز کرد. او «حقِ زمینی» است — لحظهٔ «نه» گفتن به ظلم.
نماد بحران درونی قدرت — شاهی که خودْ منبع آشوب شد. نه یک «دیو» بیرونی، که «شاهِ» فاسدشده از درون. مارهایش نیروی انسانی را میبلعند.
فرمانروای دیوان مازندران که در خان هفتم با رستم روبهرو شد. نه یک هیولا، که سایهٔ رستم — قدرتی همسنگ که از داد جدا شد.